تبليغاتX
نا شکیبا

 

خداحافظ ناشكيبا

خداحافظ ...

ديگر مرا شكيب ماندن نيست !

مي دانم ...

مي دانم كه دست پر مهر كسي ، پشت سرم آب نمي ريزد ...

رفتنم را دلتنگي نيست !

و بازگشتم را انتظاري !

مي روم ...

ديگر مرا شكيب ماندن نيست !

خداحافظ ...

خداحافظ ناشكيبا

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 15:0 توسط محیا |


 

   اي دير به دست آمده ! بس زود برفتي

   آتش زدي اندر من و چون دود برفتي

   چون آرزوي تنگدلان دير رسيدي

   چون دوستي سنگدلان زود برفتي

   ناگشته من از بند تو آزاد ، بجستي

   ناكرده مرا وصل تو خشنود ، برفتي

   آهنگ به جان من دلسوخته كردي

   چون در دل من عشق بيفزود ، برفتي

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 15:41 توسط محیا |